در درون هر یک از ما نیروئی شگفت آور برای بقا وجود دارد که نتیجه فرگشت تاریخی ماست

در درون هر یک از ما نیروئی شگفت آور وجود دارد که نتیجه فرگشت تاریخی ماست

در درون هر یک از ما نیروئی شگفت آور وجود دارد که نتیجه فرگشت تاریخی ماست

اگر چه زندگی هر فردی با تولدش شروع میشه؛ اما زندگی حقیقی من با تشخیص سرطانم آغاز شد. من باید خودم و زندگیمو مدیریت میکردم. وقتی برای اولین بار دکتر بهم اطلاع داد که به این بیماری مبتلا هستم و باید شیمی درمانی بشم؛ نه فقط نگران نشدم؛ بلکه تصمیم گرفتم خودمو به خودم اثبات کنم. همیشه از آدمای ضعیف انتقاد میکردم و این بیماری موقعیتی فراهم کرد که من خودم رو اثبات کنم. اگر چه برای دو ماه توی خونه استراحت کردم اما از ماه سوم سرکار حاضر شدم. من تبدیل به کسی شده بودم که حداقل هشت کیلو وزن کم کرده بود و چیزی به نام مو و ابرو توی صورتش دیده نمیشد. من همزمان با کار تحت شیمی درمانی قرار میگرفتم و به صورت همزمان باید داروهامو تهیه میکردم و نوبت دکتر میگرفتم و به اداره بیمه مراجعه میکردم و….

اگرچه در بعضی موارد اطرافیان من برخی کارها رو انجام می دادن؛ اما در بیشتر مواقع خودم باید کارهای اینچنینی رو انجام میدادم. بزرگترین مشکل من در طول دوره بیماری؛ خود بیماری نبود بلکه هزینه های مربوط به خرید دارو و پرداخت هزینه های پزشکی بود و از اونجائی که میزان دریافتی من فوق العاده اندک بود؛ در بسیاری از موارد با مشکلاتی مواجه میشدم. همچنین یادم میاد یه بار سازمان تامین اجتماعی از تامین اعتبار دفترچه بیمه من خودداری کرد و من به شدت عصبانی شدم و شروع به داد و بیداد با مسئول مربوطه کردم اما استرس چیزی بود که اصلا برای من خوب نبود.

تجربیات گذشته به من یاد داد که انسانها وقتی که در معرض یه مشکل حاد قرار میگیرن؛ یکی از این دو راه رو انتخاب میکنن:یا اونها تسلیم میشن و خودشونو میبازن و یا با روحیه ای سرسختانه شروع به مبارزه میکنن. من راه دومو انتخاب کرده بودم. اما وقتی کسی در معرض یه مشکل حاد قرار میگیره و بیش از اندازه ظرفیت خودش؛ شروع به مبارزه با مسایل و مشکلات میکنه؛ در پایان مبارزه دیگه همون آدم قبلی نیست و مانند بوکسوری که یه مبارزه رو برده؛ درب و داغونه. پس به یاد داشته باشیم در درون هریک از ما قدرتی شگفت انگیز وجود داره که نتیجه فرگشت و تکامل تاریخی ماست و آن میل به زندگیست و هیچکسی ضعیف به دنیا نمیاد

 

من دوبار سرطان را شکست دادم

23092011072

من  پدرم در باغ ایشون در زمان ابتلای من به سرطان

واکنش شما چه خواهد بود اگر روزی به شما اطلاع دهند که به این بیماری مبتلا شده اید؟

بسیاری از ما دچار ترسهایی فزاینده خواهیم شد. چه بر سر همسرم خواهد آمد؟ فرزندم (فرزندانم) بدون من چه کار خواهند کرد؟ مادر و پدرم چگونه با این مشکلات روبرو خواهند شد؟ زندگی بدون من چگونه خواهد بود؟ و…. هزاران سوال دیگر

تمام افکار بالا مزخرفاتی بیش نیستند. آنها را به دور افکنید. به این فکر کنید که این بیماری از شما قدرتمندتر نیست. به این فکر کنید که وقتی دوره این بیماری تمام شد؛ شما و خانواده تان به مسافرتی که سالها در آرزوی آن بودید اما هرگز وقت رفتن به آن را نداشتید؛ خواهید رفت. به این فکر کنید که من دوست دارم زمانی که این بیماری تمام شد؛ کتابی براساس خاطرات و تجربیات خود بنویسم و این کاری بود که من کردم

تنها زمانی که اینگونه اندیشه کنید؛ هیچ چیز شما را از پای نخواهد انداخت. شما قوی ترین انسان روی زمین هستید اگر به این جمله اعتقاد داشته باشید و اینگونه بیاندیشید

من در طول دروه زندگی خودم و در فاصله 5 سال از یکدیگر دوبار به سرطان مبتلا شدم اما موفق شدم این بیاری رو شکست بدم و در طول دوره بیماریم 5 عنوان کتاب نوشتم که تماما چاپ شد. امروز من دارای 9 عنوان کتاب هستم و همچنان مشغول نوشتن چون باور داشتم که این بیماری از من قوی تر نیست. اگر چه به نظر خودم همه کتابام جالبن اما خودم به کتاب «من سرطان را دوبار شکست دادم» علاقه زیادی دارم. به یاد داشته باشیم زندگی عرصه نبرد با ناملایمات هست و ما باید مرد این عرصه باشیمدر ذیل تصویر چند تا از کتابمو میزارم. امیدوارم انگیزه ای باشه برای شما دوستان گرامی برای نبرد با این بیماری و موفقیت بیشتر در زندگی

کتاب من دوبارسرطان را  شکست دادمکتاب سرطان1

کتاب جنگ دوم جهانی از آغاز تا فرجام

جنگ دوم جهانی

کتاب تاریخ سازمان سیا

تاریخ سازمان سیا

کتاب ترور ماتیاس

ترور ماتیاس

I beat cancer twice

Image(202)

Dear Frins
I Am Hamid eshghi from Iran
I had experience a similar you
But I was not scared Because I was a very witty person
I twice got cancer and although the disease in both occasions high grade, I managed to beat the disease
I wish I had the chance to come to years before the disease could be written several historical books
And when I was resting at home recovering after treatment; a good opportunity to write books be found
I’m writing my books and after recovering, with a publishing company books were talked about my books and the publishing company agreed to publish my books.
Now I’ve nine published books And got a lot of friends and Interested my books , one of my Book titled “I beat cancer twice,” was fascinating for cancer-related institutions and medical attention for the introduction to patients
In this this book I described methods of coping with the stress of cancer
And if I’ll say briefly that book in one sentence I would say:
cancer Is not serious unless you get to say goodbye

جلد کتاب سرطان

my Book Cover About Cancer